به قول معروف گفتنی گل خوشگلم الان یک ساعته که از آبادان برگشته و الان هم گرفته خوابیده...من نمیدانم بعضی از این به ظاهر دوستان ما چه مشکلی با این گل خوشگلم گفتن من دارند که هر بار که همدیگر را میبینیم صد بار این کلمه ی قشنگ را چماق میکنند و بر سر من و گل خوشگلم میکوبند که بابا شما دو تا چقدر لوس و ضایع و حال به هم زن هستید...خب چه عیبی دارد آدم در ملاء عام به زنش بگوید گل خوشگلم...؟ حرفهای قشنگ و عاشقانه که فقط برای توی تختخواب نیست... من که کاری به این حرفها ندارم...کاری هم ندارم بقیه زن و شوهرها در خلوت و جلوت همدیگر را چطور صدا میکنند...راستش من هم از اول اصلا قصد نداشتم این لقب زیبا را برای خانوم شین انتخاب کنم...ولی همان یک بار که چند ماه پیش در خلال یکی از نوشته هایم از دهانم در رفت و نوشتم "گل خوشگلم" و این به ظاهر دوستان این واژه زیبا را کردند علم عثمان و هر بار که امدند و رفتند لوس بودن ما را به رخمان کشیدند تصمیم گرفتم از لج اینها هم که شده تا اطلاع ثانوی همینطوری خانومم را صدا کنم..
عارضم خدمتتان که این گل خوشگل من زن روشنفکر و با کمالاتیست...من هم که دانشمند...یک وقتهایی حس میکنم که زندگی مان چقدر شبیه زندگی سارتر و سیمون دوبوآر هست...در خانه اکثر وقتمان یا داریم کتاب میخوانیم و فیلم میبینیم و بحث میکنیم و یا داریم گل خوشگلم بازی میکنیم...این یعنی یک زندگی آنتلکتوال رمانتیک...زندگی ما خلاصه شده است در دو واژه عشق و روشنفکری...حالا اینکه یکوقتهایی گل خوشگلم برای رفع چشم زخم دوستان و دشمنان تخم مرغی از پنجره سوت میکند بیرون ربطی به پوپولیسم و اینجور چیزها ندارد و همانطور که احتمالا بدانید و علم هم البته ثابت کرده سفیده تخم مرغ ماده ای دارد به نام آلبومین که این ماده احتمالا برای رفع چشم زخم بسیار مفید است...من مطمئنم سیمون دوبوآر و حتی خود سارتر هم به موقعش از این کارها میکرده اند و این چیزها تنافری با روشنفکری ندارد...من هم مثل خیلی از شما آن اوایل که هنوز با همه خواص تخم مرغ آشنا نشده بودم، فکر میکردم تخم مرغ فقط برای خوردن و یا نهایتا مالیدن روی سر برای تقویت موست و شکستن تخم مرغ برای رفع چشم زخم را یک عمل پوپولیستی و خاله زنکانه میدانستم.
آن اوایل که تازه ازدواج کرده بودیم و احساس مایه داری میکردم همیشه از بهترین و لوکس ترین سوپر مارکت محله مان خرید میکردم و یکی از اقلام پر مصرفمان هم تخم مرغ حاوی امگا 3 تلاونگ بود که آن زمانی که تخم مرغ معمولی در میدان تره بار دانه ای 50 تومان بود این تخم مرغها را دانه ای صد و پنجاه تومان میخریدم که گل خوشگلم بزند به بدن و امگا 3 بدنش خدایی نکرده کم نشود...غافل از اینکه گل خوشگلم تخم مرغها را دور از چشم من میزد به در و دیوار و من در عجب بودم که چطور است که این گل خوشگلم هفته ای بیست سی تا تلاونگ صد و پنجاه تومانی به بدن میزند و چیزی به وزنش هم اضافه نمیشود...گذشت و گذشت تا یکی از روزهای تابستان پارسال که داشتم برای نهایی کردن خرید ماشین به دفتر خانه میرفتم تازه جلوی در خانه بودم که دیدم شیء سفیدی زوزه کشان دارد از بالا به سمتم می آید...جا خالی دادم و ان شیء پرنده توی باغچه بغل خانه مان فرود آمد و پخش زمین شد...اول فکر کردم دوره اخر زمان شده و پرنده ها در حال پرواز هم تخم میگذارند که بعد دیدم پنجره مان باز است و گل خوشگلم سعی دارد خودش را پشت پرده پنهان کند...همانجا بود که شستم خبردار شد که ماجرای مصرف بالای سرانه تخم مرغمان چیست...وقتی که برگشتم خیلی جدی با گل خوشگلم صحبت کردم که این کارها دیگر برای چیست و اگر قصد غذا دادن به گربه های محل را هم دارد لااقل تخم مرغ را بپزد و هیچ گربه کثافتی در این محل پیدا نمیشود که بخواهد چنین تخم مرغ پخش شده توی خاک و فضله پرنده ها را لیس بزند... او هم خیلی جدی برایم توضیح داد که مساله فراتر از غذا دادن به گربه هاست و همان روز من را با خواص معجزه گر تخم مرغ آشنا کرد و بعد از یک جلسه یک ساعته آخرین سوال من این بود که از نظر فنی آیا مشکلی به وجود می آید اگر به جای تخم مرغ تلاونگ از تخم مرغهای معمولی تره بار استفاده کرد که خوشبختانه پاسخ گل خوشگلم منفی بود...
اینها را میگویم که بدانید از هر چیزی که سر در نمی آورید سریع یک انگ خرافی و پوپولیستی و خاله زنکی بهش نزنید...یک سال و چهار ماه است داریم زندگی میکنیم و تا به امروز یک مو از هیچ کجای هیچکداممان کنده نشده... منظورم این است که یعنی تا به امروز کوچکترین بلایی سر هیچکداممان در نیامده...و این با وجود داشتن دوستانی مثل کیوان چشم کُن و یا روزبه سق سیاه و یا ان یکی محمود چشم نمکی و خانواده محترم تقریبا چیزی در حد معجزه است...اما دوستان معجزه ای در کار نیست...در عصر ساینس دیگر صحبت کردن از این چیزها کج سلیقه گی ست...چیزی که تا به امروز ما را در جوار چنین دوستانی سرپا نگه داشته است یک وانت تخم مرغ است...یک وانت آلبومین خالص که مثل یک سپر دفاع موشکی من و گل خوشگلم را در برابر پیچیده ترین و سنگین ترین عملیاتهای چشم کنی تا به امروز مصون نگه داشته است...!
کاش وبلاگ نویس بودنت رو به خانم شین نمی گفتی تا ما مجبور به خوندن داستانهای عشقی محافظه کارانه ی تو نمی شدیم
کجاست آن شراگیم بالای 18 سال ما.
July 19, 2010 9:57 AM
از حرفهای احتمالا حسودانه دوست ها و آشناها چیزی به سر نگیرید و هرقدر می توانید همسر ِنازنین را " گل خوشگلم " خطاب کنید . :)
زندگی ِ مشترکتان ابدی باد .
July 16, 2010 8:58 PM
نمیشه جای تخم مرغ یه چیز ارزونتری رو بتروکنیم حالا آخه بابا گرونه .....
July 7, 2010 10:02 PM
سلام، منظور من از اینکه گفتم گل خوشگل و خوشبو رو من دارم دخترم نیلوفر بود که از وقتی به دنیا اومد تصمیم گرفتم اسم یک گل رو روش بذارم تا الان که ۲۱ سالش هست همیشه بهش میگم خانوم گل ولی از گفتن گل خوشگل شما اصلا ناراحت نشدم فقط یک شوخی بود چون من همیشه آرزوی خوشبختی و شادکامی همهٔ زوجها رو دارم شما که دیگه جای پسر من هستید..همیشه میخوانمتان و بهتان افتخار میکنم از خیلی جهت یکیش قابلیت نوشتاریتون و دیگری خوشبخت کردن گل خوشگلتون که واقعا هم برازندهٔ همین نام هستن...روزگارتون خوش و ایام به کام..
July 5, 2010 2:53 AM
بعضی موقع ها ما نتغیرهای زیادی استفاده می کنیم برای هم دیگه که خودمون هم بعدا یادمون میره متغیر قبلی که نسبت دادیم به مخاطبمون چی بوده /// گاهی اوقات هم شخصیت یه نفر رو کلا تغییر می دیم باورت نمیشه اما میشه ..
July 4, 2010 10:13 PM
آقا بنده که گوگل ریدری نبودم، اما به دستان با کفایت شما شدم! D:
July 3, 2010 10:24 AM
سلام. ببخشید ولی شما احیانا از سهیل خبر ندارید؟ نگرانم. ممنون میشم اگه خبر بدید. حالا اینجا یا با ایمیل. همیشه نوشتهاشو میخوندم و از وقتی وبلاگش بسته شده دلم شور میزنه. بازم ممنونم. هلیا.
July 2, 2010 6:22 PM
گل خوشگلش این تولللللله سسسسسسسسگ این همه فن نویسندگی رو از کجا میاره؟
July 1, 2010 12:47 AM
به ایشان بگویید اسپند دود فرمایند که هزار مرتبه بهتر از آلبومین اجنبی است!
June 30, 2010 6:13 PM
فکر کن یک سال و چهار ماه یک مو از هیچ کجای یک زوج کم نشود! با چه زوج پشمالویی طرف هستیم!
June 30, 2010 12:07 AM
ميگن موي زن يه اشعه اي دارد كه براي مردا خوب نيست . همين طور طلا قوت باه مرد رو ميگيره . در حديث است كه تخم مرغ را با پياز قاطي كرده به پشت كمر و گرده بماليد تا صبح قبل از نماز بماند . روز بعد قوت مرد رو زياد كرده و باعث اولاد پسر ميشود. (حليت المتقين )
باحال بود.
June 29, 2010 7:53 AM
من تازه به جمع خواننده های بلاگت اضافه شدم. خیلی قشنگ و روان مینویسی بهت تبریک میگم.
June 27, 2010 9:44 PM
تا به حال متنی به اين ضعيفی و بی محتوایی ازت نديده بودم..... نا اميد شدم:(
June 27, 2010 3:31 PM
سلام
ولی باور کنید...
من یه دفعه خوردن آب توی کاسه ی دعا نوشته شده رو مسخره کردم
زدو این دانشمند ژاپنی تاثیر کلمات مقدس رو، روی بلورای آب کشفید!!!!
این تازه یه مورده شه...
حالا از ما گفتن!؟
June 27, 2010 1:25 AM
حالا قضیه دیشب برام حل شد ... تو یه عروسی ، وسط کوچه یه تخم مرغ لهیده بود
June 27, 2010 12:52 AM
عالی بود.
منم توی اون پست جیک و پوکت که بار اول این گل خوشگلم رو خوندم حدس زدم برای خوشآیند خانوم که فردا صبح پست و میخونه حال کنه این و گفتی.
با منطق لج و اینها موافقم.هر چیزی که بقیه در برابرش گارد میگیرن بدون که چیز بدرد بخوریه و از حسادن اینو میگن. و البته استفاده از این کلمه بار چشم زنیه بالایی داره. سرت و بدزد.
شراگیم ما رو دزدیدن دارن باهاش پز میدن
July 19, 2010 10:00 AM