[go: up one dir, main page]

Your Ad Here
شراگیم
« یک کشف بزرگ در فرودگاه... | صفحه اصلی | قهرمان بازی... »
چند خطی برای جنبش سبز...

باید قبول کنیم که مرور زمان هر زخمی را کهنه میکند...دیگر مثل آن روزها هیجان زده و احساساتی نیستم...اما هنوز خشمگینم و البته امیدوار...به شدت هم امیدوار...نسل من و نسل بعدی من را نمیتوان با فرهنگ سرنیزه و زور سر به راه کرد...بالاخره یاد میگیرند که ما را به رسمیت بشناسند...یاد میگیرند که به آزادی من...به طرز فکر من...به سلیقه من...به احساس من...به حق زندگی من در سرزمینی که متعلق به همه ماست احترام بگذارند...ایران را نمی شود به یک افغانستان بزرگ تبدیل کرد...شاید بشود با قلدری مدتی از مردم زهر چشم گرفت اما این وضعیت قابل دوام نیست...سالهاست که بلندگوهای رژیم توی گوش نسل من از خدا و پیغمبر و دین و ایمان و بهشت و جهنم گفتند و نتیجه جز همین نسلی نبود که به اسم دین و اسلام آلرژی پیدا کرده است...که این اسامی را مترادف با آن جوانک ریشوی چماق به دستی میبیند که پشت موتور هزار مینشیند و کلت زیر پیراهنش دارد...که مثل آب خوردن آدم میکشد...که نعره میزند و کابلش هوا را میشکافد و بر تن زن و مرد و پیر و جوان فرود می آید...که میخواهد با تهدید و کتک و زور همه را به رنگ خودش در بیاورد...سی سال است که دین معنا و مفهومی مهیب و مخوف برای نسل من پیدا کرده است... خدا...خدا با آنهمه بزرگی شده است یک چماق در دست عده ای که با آن "فردیت" تو را بکوبند...که با آن صدای اعتراض تو را خاموش کنند...که با آن بر سر خوان رنگین این مملکت تا ابد الاباد بمانند...

"دین" از آن مفهومهای پر رمز و رازیست که ارزش این را دارد که یک عمر فکر آدم را مشغول کند...شاید روشنفکرتر ها به من بخندند اما برای من دین در معنای اصیل آن پر است از زیبایی و پویایی و راز و رمز که باید به روش خودت به دنبالش بروی و بروی و بروی تا شاید به آن خدایی برسی که شاید وجود داشته باشد. و دین یعنی همین جستجوی خالصانه و کنجکاوانه و اگر خدایی وجود داشته باشد و اگر زندگی و دنیای دیگری بعد از مردنت باشد و اگر قرار بر پاداش گرفتن عده ای باشد شاید آنهایی برنده باشند که به جستجوی آن رفته اند و نه آنهایی که آن را از همان اول به صورت یک پکیج کامل وآماده به دست آورده اند و به صورت یک لقمه جویده شده به دهان گذاشته اند... که اگر قرار بر انتخاب بهترینها باشد نهایت کج سلیقه گی خداوند خواهد بود که من نوعی را که یک عمر به دنبالش گشته ام ندیده بگیرد و جای من مسلمین مادرزاد! را در جوار رحمتش جای دهد...نگاه من به دین چنین نگاهی ست و اگر یک روز بروم جایی و در کوره دهی عارفی را ببینم و صداقت و صفا و سادگی و مهربانی وعشق را در نگاه و گفتار و رفتار و زندگی اش بیابم هزار بار به دین مایل ترخواهم شد تا اینکه شبانه روز در تلویزیون تسبیح و مهر و سجاده و انگشتر عقیق نشانم بدهند و یا از تمام مساجد محل شبانه روز صدای اذان و نوحه و مناجات پخش شود و یا بر سر هر چهار راهی عده ای جلویم را بگیرند و با مهربانی و یا عصبانییت نصیحت و ارشادم کنند...

من فکر میکنم هیچ حکومتی در ایران نمیتوانست بر سر کار بیاید و اینطور تیشه به ریشه ی مفاهیم و اخلاقیات دینی مردم بزند و در نقطه مقابل نیز عده ای مسلمان پادگانی تربیت کند که دین برایشان مترادف با تعصبات خشونت آمیز و جهاد و قتال و مانند آن باشد...به اعتقاد من حاکمان برایشان مهم نیست که من و امثال من و حتی نود درصد جامعه رویگردان و منزجر از دین شوند...حکومت برای روی کار ماندن خود روی همان ده درصد مسلمان پادگانی اش حساب میکند...همان سرباز- مسلمانهایی که با ضرب و زور تبلیغات، حکومت را عین دین میپندارند و هرگونه مخالفت و اعتراضی را به حساب مخالفت با خدا و پیغمبر میگذارند و مخالف خدا و پیغمبر هم که به هر حال تکلیفش مشخص است...یا باید توبه کند و به راه خدا برگردد و دست از مخالفت بردارد و یا خونش مباح است...رمز برقرار ماندن چنین حکومتی سازماندهی و مجهز کردن و پر و بال دادن به این لشکر ده درصدی ست و البته القای شبانه روزی این مطلب که معترضان و مخالفان دشمنان خدا و پیغمبر و آقا امام زمان و یا با یک درجه تخفیف عناصر وابسته به آمریکا و اسرائیل و در حالت کلی غرب هستند ...این روزها توی هر ده کوره ای که میروید با یک تابلوی "پایگاه مقاومت بسیج" روبرو میشوید... فکر میکنید اینهمه پایگاه مقاومت بسیج در دوران صلح برای چیست؟

عصبانی ام اما بسیار امیدوار...نه من و نه هیچکدام از شما حاضر نیستیم برای پس گرفتن رای مان کشته شویم و یا به زندان بیفتیم...که در مقابل کسانی قرار بگیریم که مجوز شرعی و قانونی قلع و قمع دارند...که همه ابزارها در دست آنهاست...اسلحه دارند...پول دارند...پشتیبانی و تدارکات دارند...وسایل ارتباطی دارند...ماشین و هلیکوپتر و پایگاه و ستاد دارند...و مهمتر از همه اینکه خیلی از آنها به کاری که میکنند ایمان دارند...که با هر ضربه باطوم که به سر و صورت ما میزنند یک غرفه بهشت را در خیال خود به نام خود میکنند...که هر گلوله ای که از تفنگشان خارج میشود یک شیطان مجسم را به درک واصل میکند...من و شما چه داریم؟ ما که اهل همین دنیاییم ...که عاشق زندگی کردنیم...که از خشونت بیزاریم...که از مردن میترسیم...از کتک خوردن میترسیم...از دستگیری و شکنجه و زندان میترسیم...ما هیچ پشتیبانی به غیر از خودمان نداریم و خودمان هم خوب میدانیم که پشت هم را نداریم...نمیتوانیم که داشته باشیم...که سر بزنگاه وقتی که گله گرگ یکی از ما را محاصره میکند هرکداممان به یک طرفی فرار میکنیم...ما چه داریم؟

خودم هم نمیدانم...اما میدانم این وضعیت پایدار نمیماند...میدانم که هیچ جریان آزادیخواهی در دنیا نبوده که سرکوب شود و برای همیشه از بین برود...یدترین سرکوبها و اختناقها بالاخره سپری شده است... روزهای سختی در پیش است...شاید خیلیهایمان فردای آزادی ایران را نبینیم...همانطور که خیلی از هموطنانمان ندیدند...خودخواه نباشیم...این جریان در ایران تازه به راه افتاده است...اما فردا بالاخره خواهد امد و فرزندان ما و شاید فرزندان فرزندان ما در جامعه ای زندگی خواهند کرد که تنها واژه مقدس در آن "انسان" است.

توسط در June 11, 2010 4:14 AM |
نظرات
شیدا   ( web | email )

وایییییییییی منو بگو حالا توی این وضع می خوام بیام ایران زندگی کنم


June 19, 2010 1:19 AM
رضا206   ( web | email )

ببخشید ها!چرا شما اینقدر با گوگل ریدری ها بد هستید؟؟خب وقتی نمی تونند بیان وارد وبلاگتون بشن چطور ازشون انتظار دارید بیان و واستون کامنت بذارن؟؟
الان می دونین خود من با چه بدبختی تونستم یه فیلتر شکن پیدا کنم و بیام کامنت بذارم؟؟
من همیشه براتون لایک می ذارم..اما کمی انصاف داشته باشید


June 16, 2010 2:00 PM
ناشناس   ( web | email )

يرچم آزادی سرخ است سرخ سرخ به سرخی خون همه جانباختگان راه آزادی. سرخ جامگان می آيند . ما می آييم........
ما بی شمارانيم..........


June 15, 2010 3:32 AM
سامان خ   ( web | email )

طرحی جامع,کم هزینه وموثربرای سی خرداد روز شهدای سبز

http://green-khoramdin.blogspot.com

خیلی دوست دارم نظرتو بدونم


June 14, 2010 3:47 PM
گوباش   ( web | email )

تصغیر: الله اصغر....الله اصغر....
الله اصغر......


June 14, 2010 3:16 PM
نيرواناي گمراهي   ( web | email )

سلام جناب شراگيم
خيلي به حق و كامل حرف را زده بودي، اين آقايان سرباز-مسلمان ده درصدي هم خيلي پديده ي نوظهور و عجيب و غريبي نيستند كه اينها اختراعش كرده باشند و غولي باشد كه شيشه ي عمرش دست خودشان است، تا بوده اين سربازان ايدئولوژيست بوده اند، يك وقت اين ايدئولوژي كمونيسم بوده، يك وقت نازيسم يك وقت... حالا هم نوع اسلامي اش را روي ما آزمايش ميكنند، خيال آقايان راحت باشد، همان طور كه حكومت آلمان نازي و شوروي كومونيست تا ابد ماند، اينها هم با سرباز-مسلمانهايشان دستشان ميرسد به بهشت موعود


June 14, 2010 4:26 AM
sabz   ( web | email )

خیلی عالی بود


June 14, 2010 1:38 AM
asemani   ( web | email )

سلام. دلم برايت تنگ شده بود. خيلی خيلی تنگ!


June 13, 2010 4:05 PM
آراد   ( web | email )

سلام شراگیم جان،
زیبا نوشتی. من الان چندین ساله که در کشور های جنوب ایران زندگی می کنم. به قول تو آدم توی ایران به اسم دین و اسلام حساسیت پیدا می کنه و من هم این آلرژی را پیدا کرده بودم.
آخه یکی نیست به اینها بگه شما که از خود چشمه زلالتر نمی تونید باشید اسلام از عربها به ما رسیده آن وقت ما کاسه داغتر از آش شده ایم. توی این کشورها صبح تا شب ملت همشون میزنند میرقصند توی ساحل ها هتل ها همه ملت لم دادند حمام آفتاب میگیرند و چند متر آنطرفتر هم مسجد هست هر کسی خواست میره نمازش را می خونه
آخه سی سال این سیستم مزخرف را امتحان کردین می بینین که جواب نمیده بدتر همه را از اسلام هم راندید. البته اگر این حکومت دغدغه دین داشته باشد.


June 13, 2010 2:13 PM
ناشناس   ( web | email )

شراگیم دوستت داریم...


June 13, 2010 1:22 AM
aida...   ( web | email )

شراگیم جان! حرف هات رو دوست داشتم. با آدم های زیادی درباره خدا و دین و انسان حرف زاده ام. دلنوشته های تو بهترین تعبیری است که شنیدم در مورد این تابو های خطرناک. ولی نشستن و تماشا کردن کار درستیست؟ هر کدام از ما به تنهایی باید تصمیم بگیرد هنوز وقتی تصویر جانباختگان را میبینم از عصبانیت و یاس پر میشوم .


June 13, 2010 12:13 AM
shaida   ( web | email )

من به تو افتخار می کنم! :D


June 13, 2010 12:12 AM
ناخنک   ( web | email )

من از جماعت گوگل ریدری نیستم ..یکی دو بار هم برات کامنت گذاشتم که .....
حالا که دیگه وبلاگی هم ندارم ... شاید به خاطر انکه به خودندن بیشتر از نوشتن علاقه دارم... بهترین پست وبلاگت بود... تعریفت از دین دقیقا همون چیزی بود که من بهش عقیده دارم... در حال حاضر حتی اونهایی هم که دین رو دوست دارند میترسند در ملا عام دینداری (نماز و روزه و...) کنند چون همه به چشم مزدور نگاهشون میکنند... مطمئن باش خدا کسی رو که با جستجو بهش برسه حتی بی دین باشه بیشتر از مسلمانان زورکی این مملکت دوست داره...


June 12, 2010 6:28 PM
مريم 33   ( web | email )

از ديروز بارها با خودم گفتم ميرم، نميرم، ميرم، نميرم. الان هم هنوز نشستم. بعد از خوندن متنت فكر كردم نميرم. اما الان باز ميخوام برم. ميرم.


June 12, 2010 4:49 PM
علی    ( web | email )

زارت
تق داداشمون درومد
مشتی چی برا خودت گز کردی و دوختی ؟! بد رقمه وا دادی . تو همه جنبش ها یه عده دستگیر میشن و یه عده کشته . اینجا هم همینه ، حالا حکومت سفاک تر از بقیه ست . این چه جور امیدواریه که از یه طرف جا زدی نشستی مثل پیرزنا زار میزنی و از یه طرف دیگه امیدوار ؟ اگه اینجوری که شما داری طی می کنی ملت هم رفتار کنن تا صد سال دیگه هم اتفاقی نمیوفته . من و ما شاید شجاعت بعضی ها رو نداشته باشیم ولی همین ریختن تو خیابون و حتی فرار کردن از دست حکومت خواب رو از چششون میگیره . تو زدی شراگیم تو زدی . امثال شما فقط قشنگ حرف می زنن . ما بدبخت بیچاره های حکومت نیاز به مرد عمل داریم داداش


June 12, 2010 10:29 AM
ناشناس   ( web | email )

http://tavanaey.blogspot.com/
زمان آن است كه خودمان را سازمان بدهيم
پن لاگ يادتان هست ؟
به كجا برميخورد اگر اتحاديه وبلاگ هاي سبز سكولار / سبز جمهوري ايراني / سبز سوسيال دمكرات / سبز دمكرات مذهبي و............داشته باشيم؟
ودرچنين زمان هايي اعلاميه بدهيم نه از طرف قاطبه مردم نه از طرف امت اسلام نه از طرف ملت ايران از طرف خودمان اعضاء وبلاگ هايي كه با يك عنوان و خواست ونام گردهم امده ايم وبگوييم مي اييم وديگران را دعوت كنيم كه اگر ميخواهند با مسئوليت خودشان بيايند
آري مي توانيم اگر خودمان را سازمان بدهيم .
و اگر نمي توانيم خودمان را سازمان بدهيم پس چرا مي خواهيم كه جمهوري اسلامي نباشد ؟ كه يك هرج و مرج ديگر بيايد ؟


June 12, 2010 4:13 AM
ميثم   ( web | email )

زبان ما


June 12, 2010 12:30 AM
ميثم   ( web | email )

جانا سخن از زبان ميگويي


June 12, 2010 12:28 AM
solmaz   ( web | email )

از طرف خودت حرف بزن. من از هیچ کدوم از اون چیزایی که گفتی نمیترسم. و تو حالم رو به هم میزنی.
آدم آرمانگرا و ایدئولوژیکی نیستم، و مردن برای هدف را به سخره میگیرم. اما شجاعت با همه ی اینها فرق دارد.


June 11, 2010 11:37 PM
بهار   ( web | email )

خیلی عالی بود
بسیار منطقی بسیار عالی و البته همه اش حرف دل من


June 11, 2010 10:54 PM
مانا   ( web | email )

خيلي زيبا بود... خيلي ... هنوز سبزيم و اميد وار؟؟ آيا؟؟


June 11, 2010 7:41 PM
پیپ خسته   ( web | email )

اومدم از تو گودر واست یه لایک بفرستم و باهات اعلام هم موضع بودن بکنم دیدم کفاف نمی ده. واسه همین حضورا خدمت رسیدیم.منم یکی از همون ترسو هایی هستم که گفتی. منم حاضر نیستم زندان برم و شکنجه بشم ولی جرات گفتنشو نداشتم.


June 11, 2010 3:07 PM
Spiral Mind   ( web | email )

سلام من از همون جماعت گوگل ریدری‌ام ! اما این بار اومدم بگم نوشته‌ت حرف دل ِ ما بود
«...و دین یعنی همین جستجوی خالصانه و کنجکاوانه...»


June 11, 2010 1:48 PM
Spiral Mind   ( web | email )

سلام من از همون جماعت گوگل ریدری‌ام ! اما این بار اومدم بگم نوشته‌ت حرف دل ِ ما بود
«...و دین یعنی همین جستجوی خالصانه و کنجکاوانه...»


June 11, 2010 1:47 PM
Raadips   ( web | email )

چقدر خوب نوشتید. خیلی امید وار شدم . ممنون


June 11, 2010 10:24 AM
.   ( web | email )

سلام
الان ساعت 10:20 صبح جمعه است و اينجا فيلتر نيست رفرش هم كردم فيلتر نبودي


June 11, 2010 10:22 AM
لیمونویس   ( web | email )

نها واژه مقدس در آن "انسان" است.

از این جمله ت خوشم اومد.


June 11, 2010 9:28 AM
shadi beyzaei   ( web | email )

mamnoonam sharagim jan, lezzat bordam az neveshtat


June 11, 2010 8:16 AM
نیک ناز   ( web | email )

غم انگیز است زندگی آدمهایی که میدانند روزگار آزادیه انسان به عمرشان قد نمیدهد...


June 11, 2010 6:42 AM
ziba   ( web | email )

ايا برای رسيدن به خدا بايد حتما دين داشت.


June 11, 2010 6:14 AM
افق عمودی   ( web | email )

مردم ایران یه حکومت دینی تمام عیار مثل همینی که خمینی برپا کرد به اسلام بدهکاار بودن تا بفهمن که چه آش شله قلم کاری بود. خدا رو شکر که اسلام شیعی در همه ابعادش در ایران شکوفا شد و مردم هم طعم و مزه واقعی شیعه واقعی رو (که علی ش در یک روز 700 نفر گردن میزد) چشیدن و تا ابد زهر مارش زیر دندوناشون میمونه. هرچند که این خرافاتی مردمی که من میبینمم به عمر من کفاف نمیده که از دنباله روی دجالها دست بردارن ولی امید هم چیز خوبیست!...


June 11, 2010 5:25 AM
s   ( web | email )

salam
jalebe 15mine daram comment mizaram nemishe..bad cm balai ro ferestadam ,be che sorati send shod..
mese inke ba farsi moshkel dare..dige makhlase kalame on commente farsi in bood ke ye rooze khoob miad...


June 11, 2010 5:08 AM
s   ( web | email )

nemishe nazar gozasht mohandes?


June 11, 2010 5:05 AM
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.